بانوي قد خميده! زمين مي خوري چرا؟
اينجا كجاست؟! چادر خاكي!
چه مي كني؟
تنها
ترين نشانه ي پاكي چه مي كني؟!
اينجا
غريبه نيست، چرا رو گرفته اي؟!
آيا
تويي كه دست به زانو گرفته اي؟!
دير
آمدم بگو كه چه كردند كوچه ها
بانوي
قد خميده! زمين مي خوري چرا؟
اين
كودكت چه ديده كه هي زار مي زند؟!
هي
دست مشت كرده به ديوار مي زند
***
حق
دارد او كه طاقت اين روز را نداشت
روزي
كه خانه دست كم از كربلا نداشت
روزي
كه از صداي غمت شهر خسته شد
روزي
كه چشمهاي تو يكباره بسته شد
روزي
كه زخمهاي عميقت دوا نداشت
روزي
كه گريه هاي تو ديگر صدا نداشت

+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۱/۰۲/۰۶ ساعت 0:46 توسط عباس طاهران پور
|