از روزهای بی درو پیکر دلش گرفت

یک روز صبح پا شدو کفش فرار شد

از خانه زد به کوچه و سیگار دود کرد

وقتی که در نبود محبت خمار شد

کفتار زاده های خیابان منجلاب

در جای پای او متلک جا گذاشتند

شبها که ذهن شب پر از جغدواره بود

در کوچه ها ستاره دنباله دار شد

با کوله ای به وسعت کمبود عاطفه

از پارکهای الکل طبی عبور کرد

گرگی سوار خودروی ملی نگاه داشت

آهو گرسنه بود و سردش سوار شد

آن شب خسوف شدو کسی ماه را ندید

فردا نمای بسته یک پارک،آه او

از رد نیش گرگ دلش ضعف می رود

آهو بر گرگهای پدر سگ دچار شد

خانم جسارت است لبت چند می شود

این عشق حاصلش دو سه فرزند می شود

بر دوش داشت زخم زبان و سه نقطه را

تا زیر بار زور شبی باردار شد

یک کفش تکه پاره و یک چند تکه ماه

بر دستهای آب گل آلود می روند

در سنگدان یک پل متروکه بو گرفت

رم کرده که در تن آهو شکار شد

بعد از سه چهار روز تمام مجله ها

بر روی جلد با خط قرمز نوشته اند

 

دیروز عصر بازی دربی پایتخت

در باشگاه آزادی برگزار شد