شعرهای زیبا

هر زمان نو می شود دنیا و ما
بی خبر از نو شدن اندر بقا
پس تو را هر لحظه مرگ و رجعتی ست
مصطفی فرمود دنیا ساعتی ست
آزمودم، مرگ من در زندگی ست
چون رهی زین زندگی، پایندگی ست

کیستی تو… قطره ای از باده های آسمان
این جهان زندان و ما زندانیان
حفره کن زندان و خود را وارهان
کیستی تو… آدمی مخفی ست در زیر زبان
این زبان پرده است بر درگاه جان
کیستی تو… تیر پرّان بین و ناپیدا کمان
جان ها پیدا و پنهان جانِ جان

کیستی تو… رهنُمایم، همرهت باشم رفیق
من قلاووزم در این راه دقیق
کیستی تو… همدلی کن ای رفیق
در عشق سلیمانی من همدم مرغانم
هم عشق پری دارم، هم مرد پری خوانم
هر کس که پری خو تر، در شیشه کنم زودتر

برخوانم و افسونش حراقه بجنبانم
هم ناطق و خاموشم، هم لوح خموشانم
هم خونم و هم شیرم، هم طفلم و هم پیرم
کیستم من؟ کیستم من؟ چیستم من
تا نگردی پاکدل چون جبرئیل
گرچه گنجی در نگنجی در جهان
رخت بربند و برس در کاروان
آدمی چون کشتی است و بادبان
تا کی آرد باد را آن بادران

هیچ نندیشم به جز دلخواه تو
شکر ایزد را که دیدم روی تو
یافتم ناگه رهی من سوی تو
چشم گریانم ز گریه کند بود
یافت نور از نرگس جادوی تو
بس بگفتم کو وصال و کو نجاه
برد این «کو کو» مرا در کوی تو
جست وجویی در دلم انداختی
تا ز جست وجو رود در جوی تو

خاک را هایی و هویی کی بُدی؟
گر نبودی جذب های و هوی تو
مخزن «انّا فتحنا» برگشا
سرّ جان مصطفی را بازگو
مستجاب آمد دعای عاشقان
ای دعاگو آن دعا را بازگو
چون دهانم خورد از حلوای او
چشم روشن گشتم و بینای او
پا نهم گستاخ چون خانه روم
پا نلرزانم نه کورانه روم

| یکشنبه 1391/09/26 | 18:30 | | |

دلم شدپر احساس
فضا پر شده از بوی گل یاس
هوای حرم حضرت عباس
علمدار نیامد سهپدار نیامد
خدا ساقی و سردار نیامد
و آن شیر دلیر حرم حضرت ارباب
همان ساقیه لب تشنۀ این آب
علمدار نیامد سهپدار نیامد
خدا ساقی و سردار نیامد
ای اهل حرم میرو علمدار نیامد
ساقی و یل و سید و سالار نیامد
علمدار نیامد سهپدار نیامد
خدا ساقی و سردار نیامد
شیر سرخ شه خوبان پسر شاه ,وزیر عربستان
همان کس که بدادست برای لبه تشنه چو دو دستان
ای اهل حرم شاه حرم رفت ز دنیا
آمد به برش مادر او حضرت زهرا
علمدار نیامد سپهدار نیامد
خدا ساقی و سردار نیامد
ای سینه زنان دست علمدار فتاده
بر چشمه عزیزش چو سه شعبه بنشانده
علمدارنیامد...سپهدار...خدا ساقی و سردار...
ای سینه زنان فرقه علمدار شکسته
خم گشته علم گشته علمدار چوخسته
علمدار...سپهدار...خدا ساقی و سردار...
خورشید بسوزد ز غمه ساقی تشنه
آمد به سراغش تبر و نیزه و دشنه
علمدارنیامد...سپهدار...خدا ساقی و سردار...
درکرببلا خون چو معنای جنون است
دیوانه و مستانه شوید وقت کنون است
علمدار نیامد...سپهدار....خدا ساقی و ساردار
ای لطمه زنان زینب کبری شده حساس
لطمه زند او بر سر و از غصۀ عباس
علمدار نیامد...سپهدار....خدا ساقی و ساردار
طفلان حرم تشنۀ یک جرعۀ آبند
ناموس حرم لطمه زنان در تب و تایند
علمدار نیامد...سپهدار....خدا ساقی و ساردار..

| جمعه 1391/09/03 | 8:44 | | |

اگر خواهی کنون بینی وفای دختر خود را

به زیر پای مرکب ای پدر افکن سر خود را

نهان از چشم طفلان امدم گیرم سر راهت

که گیری در بغل یک بار دیگر دختر خود را

اگر نازی کند دختر خریداش پدر باشد


بزرگی کن ببوس این دختر کوچکتر خود را


مرا یک حرف باشد با تو انهم از عطش مردم


برو در علقمه فرمان بده اب اور خود را


به گهواره نظر انداختم دیدم بود خالی


کجا بردی نیاوردی علی اصغر خود را


به دنبال مسافر اب می پاشند کو ابی


کنم ناچار دنبالت روان اشک تر خود را


چه رخ داده مگر بابا گلویت عمه بوسیده


گمانم کردی اماده برای خنجری این حنجر این خود را

| شنبه 1391/08/27 | 23:3 | | |

باز از راه محرم غم رسید
بر زمین و آسمان ماتم رسید
این هلال قد کمان دیگر است
لیتنا کنا معک در سر است
خرقه ها را بار دیگر تن کنید
آتشی در قلب این خرمن کنید
طبل و شیپور عزا را سر دهید
هفت اقلیم عطش را در دهید
ورد صوفی حا و سین و یا و نون
فاعلات فاعلات فاعلون
حای آن حامیم ذات کبریا
سین آن سرها از پیکرها جدا
یای آن یکتا پرست و یذکرون
نون آن باشد قسم بر یسطرون
سینه از درد فراقت خسته است
دل به روی غیر تو او بسته است
هیچ دانی در دلم جا کرده ای؟!
عرش حق شش گوشه بر پا کرده ای
عشق بازی با تو معنا می شود
نور حق با تو هویدا می شود
السلام ای شاه مظلوم و غریب
السلام ای آیه ی امن یجیب
السلام ای نور چشم مصطفی
السلام ای خامس آل عبا


کاروان آهسته ره تا کربلا
دشت خون و دشت درد و نینوا

خیمه ها در دشت خون بر پا شود
صوت قرآن در فضا آوا شود

گویی آن شب آسمان خون گریه کرد
در میان خیمه ها حق مویه کرد

گویی یا حق چشم خود را بسته است
طاقت دیدن ندارد خسته است

عرش فلک و ملک حق اندر عزا
روز دیگر سر جدا , پیکر جدا

این همان میعادگاه محشر است
قتلگاه زاده ی پیغمبر است

| چهارشنبه 1391/08/24 | 22:33 | | |

ای ستاره ها که از جهان دور
چشمتان به چشم بی فروغ ماست
نامی از زمین و از بشر شنیده اید؟
درمیان آبی زلال آسمان
موج دود و خون و آتشی ندیده اید؟
 
این غبار محنتی که در دل فضاست
این دیار وحشتی که در فضا رهاست
این سرای ظلمتی که آشیان ماست
در پی تباهی شماست.
گوشتان اگر به ناله من آشناست
از سفینه ای که می رود به سوی ماه
از مسافری که میرسد ز گرد را ه
از زمین فتنه گر حذر کنید.
پای این بشر اگر به آسمان رسد
روزگارتان چو روزگار ما سیاست.

ای ستاره ای که پیش دیده منی
باورت نمیشود که در زمین
هرکجا به هر که میرسی
خنجری میان پشت خود نهفته است.
پشت هر شکوفه تبسمی
خار جانگزای حیله ای شکفته است.
آنکه با تو میزند صلای مهر
جز به فکر غارت دل تو نیست.
گر چراغ روشنی به راه توست
چشم گرگ جاودان گرسنه ای است.

ای ستاره ما سلام مان بهانه است
عشقمان دروغ جاودانه است
در زمین زبان حق بریده اند
حق زبان تازیانه است
وانکه با تو صادقانه درد دل کند
های های گریه شبانه است.
ای ستاره باورت نمی شود
درمیان باغ بی ترانه ی زمین
ساقه های سبز آشتی شکسته است.
لاله های سرخ دوستی فسرده است.
غنچه های نورس امید
لب به خنده وانکرده مرده است.
پرچم بلند سرو راستی
سر به خاک غم سپرده است.
ای ستاره باورت نمیشود
آن سپیده دم که با صفا و ناز
در فضای بی کرانه می دمید
دیگر از زمین رمیده است.
این سپیده ها سپیده نیست.
رنگ چهره زمین پریده است.
آن شقایق شفق که میشکفت
عصر ها میان موج نور
دامن از زمین کشیده است.
سرخی و کبودی افق
قلب مردم به خاک و خون تپیده است.
دود و آتش به آسمان رسیده است.
ابرهای روشنی که چون حریر
بستر عروس ماه بود
پنبه های داغ های کهنه است.

ای ستاره ای ستاره غریب
از بشر مگوی و از زمین مپرس
زیر نعره گلوله های آتشین
از صفای گونه های آتشین مپرس
زیر سیلی شکنجه های دردناک
از زوال چهره های نازنین مپرس
پیش چشم کودکان بی پناه
از نگاه مادران شرمگین مپرس
در جهنمی که از جهان جداست
در جهنمی که پیش دیده خداست
از لهیب کوره ها و کوه نعش ها
از غریو زنده ها میان شعله ها
بیش از این مپرس
بیش از این مپرس

ای ستاره ای ستاره غریب
ما اگر ز خاطر خدا نرفته ایم
پس چرا به داد ما نمیرسد؟
ما صدای گریه مان به آسمان رسید
از خدا چرا صدا نمیرسد؟
بگذریم ازین ترانه های درد
بگذریم ازین فسانه های تلخ
بگذر از من ای ستاره
شب گذشت
قصه سیاه مردم زمین
بسته راه خواب ناز تو
میگریزد از فغان سرد من
گوش از ترانه بی نیاز تو
ای که دست من به دامنت نمی رسد
اشک من به دامن تو میچکد
با نسیم دلکش سحر
چشم خسته تو بسته میشود
بی تو در حصار این شب سیاه
عقده های گریه شبانه ام
بر گلو شکسته میشود
شب به خیر!

| یکشنبه 1391/07/09 | 22:21 | | |

آوخ چه کرد با ما این جان اشتعال

آوخ چه کرد با ما این جان افتخار

آوخ چه کرد با ما این جان التهاب

آوخ چه کرد با ما این جان اجتهاد

آوخ چه کرد با ما این جان اضطرار

آوخ چه کرد با ما این جان اشتهار

آوخ چه کرد با ما این جان انتهار

آوخ چه کرد با ما این جان اکتساب

آوخ چه کرد با ما این جان انتظار

آوخ چه کرد با ما این جان ابتهاج

آوخ چه کرد با ما این جان اقتصاد

آوخ چه کرد با ما این جان ابتکار

آوخ چه کرد با ما این جان اکباتان

آوخ چه کرد با ما این جان بی قرار

آوخ چه کرد با ما این جان بی حساب

آوخ چه کرد با ما این جان بی کتاب

آوخ چه کرد با ما این جان بی شتاب

آوخ چه کرد با ما این جان بی شراب

آوخ چه کرد با ما این جان بی سه تار

| جمعه 1391/05/27 | 22:50 | | |

باز امشب منادی کوفه،از امامی غریب می خواند
گوشه ی خانه دختری تنها،دارد اَمن یجیب می خواند

مثل اینکه دوباره مثل قدیم،چشم اَز خون دل تری دارد
این پرستار نازنین گویا،باز بیمار بستری دارد

چادر پُر غبار مادر را،سرسجاده برسرش کرده
بین سر درد امشب بابا،یاد سر درد مادرش کرده

آه در آه ،چشمه در چشمه،متعجب زبان گرفته!پدر
خار درچشم، اُستخوان به گلو،درگلوم اُستخوان گرفته پدر

آه بابا به چهره ات اصلاً،زخم ودرد و وَرم نمی آید
چه کنم من شکاف زخم سرت،هرچه کردم به هم نمی آید

باز سر درد داری وحالا،علت درد پیکرم شده ای
ماه «اَبرو شکسته» باباجان،چه قَدَر شکل مادرم شده ای

سرخ شد باز اَز سر این زخم،جامه تازه تنت بابا
مو به مو هم به مادرم رفته،نحوه راه رفتنت بابا

پاشو اَز جا کرامت کوفه،آنکه خرما به دوش می بردی
زود در شهر کوفه می پیچد،که شما بازهم زمین خوردی

دیشب اَز داغ تا سحر بابا،خواب دیدم وَگریه ها کردم
اَز همان بُغچه ای که مادر داد،کَفنی باز دست وپا کردم

کاملاً در نگاه تو دیدم،مثل اینکه مسافری این بار
گر شما می روی برو اما،بهر ما فکر معجری بردار

کودکانی که نانشان دادی،روزگاری بزرگ می گردند
می نویسند نامه اَما بعد،بی وفا مثل گرگ می گردند

یا زمین دار گشته و آن روز،همه افراد خیزران کارند
یا که آهنگری شده آن جا،تیرهای سه شعبه می آرند

وای اَز مردمان بی احساس،دردهای بدون اندازه
وای اَز آن سوارکاران و،نعل اسبی که می شود تازه

وای اَز دست های نامَحرم،آتش ودود وچادر و دامان
وای اَز کوچه ی یهودی ها،سنگ باران قاری قرآن...

| سه شنبه 1391/05/17 | 19:39 | | |

پشت هم گزارش سقوط مرگ
پشت هم خطابه سایه مرگ
خبر خود سوزی ترانه کش
خبر توقیف یک صدای خوش
خبر پریدن عطر گلا
خبر دزدیدن یک شعر ناب
پشت هم مراسم جایزه دار
خبر قتل گلی وقت فرار
تو فقط مبارک و خوش خبری
از همه گل خونه ها تازه تری
تو فقط حادثه ای خجسته ای
که غریبانه به گل نشسته ای
پشت هم برنده ای از نا کجا
پشت هم دونده ای بی دست و پا
خبر بوسیدن گریه یار
خبر عروسی من با بهار
پخش یک مسابقه بی قهرمان
پخش چهچه تا سحر بی لقمه نان
پشت هم مصاحبه با میر غضب
پشت هم سوزن و نخ بر لب شب
تو فقط مبارک و خوش خبری
از همه گل خونه ها تازه تری
تو فقط حادثه ای خجسته ای
که غریبانه به گل نشسته ای
بهترین خبر همین حضور تو
خبر حادثه عبور تو
پخش یک گزارش از خنده تو
بغض تو پرواز پر کنده تو
پشت هم ضیافت موج و صدف
پیش تو ستاره ها آخر صف
پشت هم نمایش دیدار ما
من و تو بارون پشت شیشه ها
تو فقط مبارک و خوش خبری
از همه گل خونه ها تازه تری
تو فقط حادثه ای خجسته ای
که غریبانه به گل نشسته ای...

| چهارشنبه 1391/05/11 | 22:57 | | |

منو راهی کن بسوی روشنی

بذار باتو زیرو رو شه زندگی

توی چشم من نگاه کن و ببین

تویی بهترین دلیل عاشقی

تو نفس میکشی تو ثانیه ها

شب من همرنگ رویای توئه

روز من با اسم تو شروع میشه

انگاری دنیا تو دستای توئه

باتو خوشبختی دیگه یه قصه نیست

یه حقیقته مثل یه معجزست

انگاری باید میومدی که من

باتو پرواز کنم از این قفس

واسه رد شدن از این تنهایی‌ها

یاد تو همیشه همراه منه

این روزا پرمیشه از تکرار تو

وقتی نبض عشق تو رگهام میزنه

باتو آرامش رو احساس میکنم

تازه میشه هرنفس دنیای من

بهترین لحظه‌ی دنیاست وقتی که

عطر تو می‌پیچه تو رویای من

 

| دوشنبه 1391/03/29 | 18:14 | | |

دلبر به من رسید و جفا را بهانه کرد

افکند سر به زیر  حیا را بهانه کرد

 

آمد بر برم و دید من تیره روز را

ننشست و رفت تنگی جا را بهانه کرد

 

رفتم به مسجد از پی نظاره رخش

بر رو گرفت دست و دعا را بهانه کرد!

 

خوش می گذشت روش صبوحی به کوی او

بر جا نشست و شستن پا را بهانه کرد
| شنبه 1391/03/27 | 18:11 | | |

Design By : shotSkin.com